خانه / کلیات / آناتومی فرهنگ / چیستی فرهنگ

چیستی فرهنگ

در زبان فارسی «فرهنگ» برگرفته از ریشه ی فرهیختن است و در اصل از دو قسمت «فر» به معنای پیش نو، بزرگی و «هنگ» به معنای آهنگ کرد، قصد و اراده، وقار و سنگینی ، قوم و قبیله، فوج و سپاه تشکیل یافته است. برای واژه ی «فرهنگ» به عنوان یک کلمه ی واحد و مستقل و نه ترکیبی هم معادل هایی همچون دانش و فرزانگی، خرد و عقل و سلیم، تدبیر و سنجیدگی، تیز هوشی، ادب و اخلاق ، آموزش و پرورش حکمت و دیانت، بزرگواری و عظمت و یا مجموعه ای ازفضایل و علوم ذکر کرده اند. رفیعی (۱۳۶۷)

در تعریف دیگر، فرهنگ «معرفت مشترک» در نظر گرفته شده است که لایه های آن از عمیق ترین تا سطحی ترین رویه به این ترتیب است:

۱٫ جهان بینی: (هر چیزی که از سنخ فکر و ذهنیت باشد که مصادیق آن عقاید، باورها، بینش ها، ایدئولوژی ها، اسطوره ها، خرافات و عقاید قالبی است.)

۲٫ ارزش: (ارزیابی و داوری در مورد مطلوبیت یا شایستگی و درست بودن نسبی موضوعات، ایده ها، اعمال، احساسات یا حوادث مختلف).

۳٫ هنجار: (الگوهای رفتاری، قالب عمل و کنش ها).

۴٫ نماد: (تلخیص و شکل موجزی از عقاید بنیادین و سطوح عمیق در مورد شیوه ی زندگی و مفهوم خوبی و بدی که مصادیق مختلفی دارد. نمادهای کلامی مثل زبان، ادبیات، داستان، شعر، ضرب المثل، رسانه ها، موسیقی، هنر، فولکلور، نقالی و تعزیه و نمادهای غیر کلامی مثل معماری جمعی و معماری فردی، طراحی مسکن، میراث فرهنگی).

۵٫ فن آوری مادی: (مهارت به کارگیری و ساخت اشیا).

۶٫ فن آوری اجتماعی: (مدیریت و سازماندهی اجتماعی). (افروغ – 1379)

در تعریف ماهوی  فرهنگ، نظریه پردازان، از زاوایای گوناگون به تعریف فرهنگ پرداخته اند. بعضی، آن را «رفتار یا الگوهای رفتاری» دانسته اند؛ پاره ای «بازتاب اندیشه و شناخت بشر»  محسوب نموده اند؛ گروهی «شیوه والگوی زندگی بشر » را فرهنگ آن نامیده اند؛ برخی دیگر، «مجموعه اندوخته های مادی و معنوی» بشر را، فرهنگ برشمرده اند و بالاخره عده ای ، «ارزش ها ، هنجارها، باورها و مجموعه امور پذیرفته شده و هنجار یافته ی اجتماعی» را فرهنگ قلمداد نموده اند. (پیروزمند – 1389)

«مجموعه نگرش ها، اعتقادات، آداب و رسوم، ارزش ها و هنجارهایی که در هر گروهی مشترک است و همچنین شامل اعمال، فعالیت ها و محصولاتی است که به جنبه های فکری، اخلاقی و هنری زندگی انسان مربوط می شوند» ونیزرجب زاده معتقد است: «می توان فرهنگ را واقعیتی معنوی دانست که در چهار شکل تجربه می شود: درون (تجربه بی واسطه)، نماد (از طریق تجربه درونی و تجربه نماد به صورت تجربی)، نهادها و آثار (ابزار) جلوه های فرهنگ با توجه به آنچه ذکر شد، در شکل زیر می توان ملاحظه کرد. (صالحی امیری و عظیمی – 1391)

 

آثار فرهنگی (ابزارها و آثار)

 

 

رفتارهای تثبیت شده

 

 

آثار ومحصولات هنری

 

 

اعتقادها، ارزش ها و گرایشها

 

 

 

درباره ی admin

همچنین ببینید

ابعاد فرهنگ

برخی فرهنگ را صرفا " در بعد معنوی یا روحیات می بینند و تعریف می ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *