خانه / شاخه ها / پیوست فرهنگی / نقش فرهنگ بر الگوی مصرف

نقش فرهنگ بر الگوی مصرف

مصرف افزون بر اینکه در جایگاه هدف تولید و توزیع و مقصود از دیگر فعالیت‏های اقتصادی مطرح است. در عین حال تغییرهای آن، تأثیرهای قابل‌توجهی بر دیگر متغیرهای کلان اقتصادی مانند: سطح تولید، پس‏انداز، اشتغال، بیکاری، تورم و رشد اقتصادی دارد. افزون بر آن، الگوی مصرف هر جامعه‏ای نقش برجسته‏ای در امکان دستیابی آن جامعه به توسعه دارد. بنابراین برای کشوری مانند ایران، که خواهان توسعه است، الگوی مصرف از اهمیت بالایی برخوردار است. الگوی مصرف اگر منطبق بر الگوی تولید جامعه باشد با توسعه سازگار است و اگر منطبق بر الگوی تولید نباشد وارداتی شمرده شده و به‌طور معمول به‌صورت عنصر ضد توسعه عمل می‌کند. در کشورهای توسعه‌یافته، الگوی مصرف در گذر زمان بر مبنای الگوی تولید شکل گرفته و الان نیز چنین است. در چنین جوامعی حتی تشویق به مصرف بیشتر، می‌تواند به رشد اقتصادی کمک کند، چرا که مصرف بیشتر باعث تقاضای بیشتر برای کالاهای ساخت داخل است و تقاضای بیشتر باعث تشویق تولید و افزایش اشتغال و در یک کلام رونق اقتصادی است.

یکی از ویژگی کشورهای در حال توسعه این است که الگوی مصرف آنها، با الگوی تولیدشان ناسازگار است. به عبارت، دیگر آنها کالاهایی را مصرف می‌کنند که خود تولید نمی‏کنند. چنین وضعی باعث می‌شود که دامن‌زدن به فرهنگ مصرفی، باعث افزایش واردات کالاهای مصرفی شود و افزایش کالاهای وارداتی، باعث خروج ثروت و مانع انباشته‌شدن ثروت برای سرمایه‏گذاری شود، بنابراین آنچه در نظریه کینزین‏ها و نئوکینزین‏ها درباره اثر افزایش مصرف و مخارج مصرفی به‌صورت تکاثری بر تولید ناخالص گفته می‌شود در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران مصداق ندارد.

نکته دیگر درباره الگوی مصرف در جامعه ما، فاصله‌ای است که الگوی مصرف فعلی با الگوی مصرف مطلوب از دیدگاه اسلامی دارد. مصرف امروز ما با اسراف و ریخت‌وپاش فراوانی در مصرف کالاها و خدمات همراه است. منابع قابل‌توجهی در کشورمان نه فقط دچار اسراف بلکه دچار اتلاف است. انفاق‌های مستحب و واجب در حدی نیست که به ریشه‌کن کردن فقر بیانجامد. فرهنگ قناعت در بخش قابل‌توجهی از جامعه موضوعیت خود را از دست داده است. این در حالی است که مصرف برخی از کالاها مانند: شیر، ماهی و کالاهای فرهنگی کمتر از حد استاندارد و مطلوب است.

    با این توضیح‌ها، روشن است که اصلاح الگوی مصرف به دلیل فاصله آن با الگوی مطلوب اسلامی و ناسازگاری آن با الزام‌های توسعه، ضرورتی گریزناپذیر است. اصلاح الگوی مصرف به معنای تغییر در سطح مصرف، ترکیب کالاهای مصرفی و چگونگی مصرف است؛ به‌گونه‌ای که اولاً به الگوی مطلوب دینی نزدیکتر شویم و ثانیاً با الگوی تولید، سازگاری بیشتر پیدا کند. نزدیک‌کردن الگوی مصرف با الگوی مطلوب و با الگوی تولید داخلی برای کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران نه سیاست کوتاه‌مدت و یکساله، بلکه به‌صورت سیاست استراتژیک است زیرا الگوی مصرف فقط بحث اقتصادی نیست بلکه امری اجتماعی و فرهنگی نیز هست و این پیچیدگی مسئله را دو چندان می‌کند. اما به‌رغم واقعیت پیش‌گفته به جنبه‌های اجتماعی و فرهنگی آن توجه لازم نمی‌شود.

فرهنگ، بستری است که تمام رفتارهای پایدار اجتماعی در درون آن صورت می‌گیرد. منظور از بستر، محیط غیرمادی ساخته‌شده انسانی است که شامل ارزش‌ها، باورها، آداب و رسوم و … است و مهمترین ویژگی آن پایداری و چسبندگی است و به رفتارهای پایدار انسان شکل می‌دهد. در حقیقت رفتارهای پایدار انسان نتیجه فرهنگ خاصی است که دارد. تفاوت رفتارها نتیجه تفاوت فرهنگ‌ها است. بر این اساس تغییر رفتارهای پایدار، فقط در صورت تغییر فرهنگ ممکن است. رفتارهای مصرفی انسان در بلندمدت رفتارهایی پایدار شمرده می‌شوند. تغییر این رفتارها بدون تغییر فرهنگ ممکن نیست. بنابراین اگر به دنبال تغییر رفتار مصرفی جامعه هستیم باید برای عامل فرهنگ اعتبار خاصی قایل باشیم. متأسفانه در مطالعاتی که تا به حال درباره مصرف انجام گرفته به جنبه‏های فرهنگی آن به‌طور مستقیم اشاره‌های بسیار مختصری صورت گرفته است. در تئوری‏نظریه‌های مصرف در سطح کلان نیز به‌طور عمده به متغیرهای اقتصادی توجه شده است. در حالی که تمام رفتارهای اجتماعی انسان در درون فرهنگ شکل می‌گیرد و چسبندگی و عدم آن، به‌طور کامل به فرهنگ و الگوی فرهنگی جامعه وابسته است.

 با توجه به اهمیت مسئله پیش‌گفته، در مقاله حاضر درصدد واکاوی علت‌ها و رابطه‌های عمیق الگوی مصرف با فرهنگ هستیم. هدف این است که نقش و اهمیت جنبه‌های فرهنگی الگوی مصرف و اثرش بر اصلاح الگوی مصرف روشن شده تا به این جنبه از ریشه‏های الگوی مصرف در سیاست‏گذاری‏ها توجه کافی صورت گیرد.

روش مورد استفاده در مقاله روشی تحلیلی است و ساختار مقاله شامل بررسی ادبیات موضوع، چارچوب نظری، مؤلفه‌های الگوی مصرف و قواعد دینی حاکم بر الگوی مصرف و سرانجام نتیجه‌گیری و ارایه پیشنهادهایی برای اصلاح الگوی مصرف است……..میثم موسایی

درباره ی admin

همچنین ببینید

تمدن اسلامی

از قرن شانزدهم و هفدهم دانشمندان اروپایی با استفاده از دانش و فلسفه‌ی مسلمانان ، ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *