خانه / شاخه ها / اقتصاد و فرهنگ / نقد و تحلیل ارزش گذاری اقتصادی فرهنگی

نقد و تحلیل ارزش گذاری اقتصادی فرهنگی

    « ارزش فرهنگی » ( در گفتار عامیانه ) اشاره به ارزش دارد که یک نفر ممکنست به شیئی یا ابژه یا تجربه ا ی نسبت دهد اما توسل به ارزش فرهنگی بعنوان مفهوم دقیقا تعریف شده ( یا استفاده از آن در یک زمینه عملی ) مستلزم رهیافتی نظام مند به تعریف و اندازه گیری آن است . با ساختار شکنی ارزش فرهنگی و تجزیه آن به عناصر سازنده اش می توان درک بهتری از ارزش فرهنگی کسب کرد . می توان ارزش فرهنگی فرضا˝ یک شیئی هنری را به مولفه هایش از جمله ارزش زیبا شناختی ، معنوی ، اجتماعی ، تاریخی ، نمادشناختی و اصالت) تجزیه کرد . هر یک از این مولفه ها و ویژگی ها را می توان با ابزارهایی ( شامل توصیف متکائف ، تحلیل نگرشی ، تحلیل محتوایی و ارزیابی یا قضاوت خبرگانی ) سنجید .

   احتمال دارد در موارد  خاصی رابطه نزدیکی میان ارزش فرهنگی و اقتصادی وجود داشته باشد . بطور کلی هر قدر چیزی یا تجربه ا ی از نظری فرهنگی واجد ارزش بیشتری شمرده شود مردم آمادگی بیشتری خواهند داشت تا برای بدست آوردن آن پول خرج کنند . بدین صورت ارزش اقتصادی در ظاهر آن بیشتر خواهد بود . اما همبستگی میان ارزش اقتصادی و فرهنگی به هیچ وجه کامل نیست . بنابراین ضروریست در ارزیابی پدیده های مورد مطالعه ، مفهوم ارزش فرهنگی را در کنار مفهوم ارزش اقتصادی بپذیریم .

    مهمترین تمایز در رابطه با مباحث اقتصادی و فرهنگی ، تمایز بین ارزش اقتصادی و فرهنگی است . طی قرون و اعصار ، اقتصاد دانان و نظریه پردازان فرهنگی با مسائل ارزشی دست و پنجه نرم کرده اند . بنابراین اغراق نیست اگر گفته شود که یک نظریه ارزشی شالوده یی است که نظریه اقتصادی بر آن بنا می شود و بر همین اساس یک مفهوم کامل قابل قبول از ارزش فرهنگی ، اساس هر گونه تحلیل نظام مند از فرهنگ و فعالیت فرهنگی است .

    ارزش اقتصادی کالای خصوصی ، ( تا حدودی بطور ناقص ) بوسیله قیمت و ارزش اقتصادی کالاهای عمومی (باز هم بطور ناقص ) بر حسب تمایل به پرداخت (WTP) اندازه گیری می شود . این تمایل مجسم کننده مجموعه وسیعی از منابع اشتیاق فردی به کالاهای مختلف است . و این اشتیاق ها را از طریق رتبه بندی رجحانی میان کالاها ، به یک واحد متریک قابل اندازه گیری تقلیل می دهد . از طرف دیگر « ارزش فرهنگی » هیچگونه واحد شمارش متداولی ندارد . چند بعدی است و احتمالا شامل مولفه هایی است که فقط با معیارهای غیر قابل اندازه گیری بیان می شود . اما دشواری بیان دقیق ارزش گذاری ارزش فرهنگی سبب کاهش اهمیت آن در شناسایی ادعاهای متمایز درباره پدیده های فرهنگی نمی شود . پدیده هایی که مجسم کننده یا تولید کننده این ارزش اند.

    این واقعیت که سرمایه فرهنگی مجسم کننده و آفریننده هر دو ارزش اقتصادی و فرهنگی است توجه متمایزی را می طلبد و نحوه استفاده از روشهای تحلیلی برای ارزش گذاری سرمایه فرهنگی را مشروط و مقید می سازد . مثلا با توجه به یک پروژه میراث فرهنگی ( مثل احیای یک اثر هنری یا بازسازی یک مرکز شهری تاریخی ) می تواند ارزش گذاری پروژه را بصورت ارزیابی سرمایه گذاری با استفاده از روشهای متداول تجزیه و تحلیل هزینه – فایده (C-B-A) درآورد اما با این انتظار که به آفرینش هر دو ارزش اقتصادی و فرهنگی بوسیله پروژه بمرور زمان توجه شود .

    مفهوم سرمایه فرهنگی ( بطور کلی ) و کار بست آن در مورد میراث ( بطور خاص ) ، مسئله ارزش گذاری را در چشم انداز بلند مدتی قرار می دهد . اکثر دارایی های فرهنگی با وجود زندگی اقتصادی کوتاه و کنارگذاشتن آنها پس از مدت زمان معین ، در کوتاه مدت یا میان مدت مستهلک نمی شوند . بلکه می توان انتظار داشت که بمرور زمان ارزش اقتصادی و فرهنگی اقلام مربوط به میراث ملموس و ناملموس افزایش یابد نه کاهش . با این وجود ارزش گذاری این اقلام سرمایه فرهنگی ، مسئله ای فراتر از نسل کنونی است و مسئولیت اخلاقی نسل حاضر برای مراقبت از این دارایی های سرمایه ای و واگذاری مناسب آنها به وارثان و نسلهای بعدی ما را بوجود می آورد . بنابراین مسئله انصاف بین نسلی عنصری محوری در مفهوم پایداری است . هر چند « رفتارهای واقعی » به عنوان شاخص های قابل اعتمادتری برای ارزش می باشند ، متاسفانه در زمینه ارزش گذاری کالای میراث فرهنگی در عمل کمتر کار شده است . اما در کاربردی بودن استفاده از تکنیک های رجحان ، جهت ارزش گذاری کالای فرهنگی و کالاهای عمومی مشابه ، شکی نیست . بنابراین لازم است جهت ارزش گذاری این کالاها ، پس از مقایسه روشهای استفاده شده ، بهترین روش در عمل بکار گرفته شود .

نتیجه گیری

    در این مبحث ، ضمن تبیین ( مفهوم فرهنگ و کالای فرهنگی ، به ماهیت و ویژگی های کالاها و خدمات فرهنگی و دسته بندی انواع کالا و خدمات فرهنگی ( خصوصی – عمومی – اقتصادی ) پرداخته شد .

    کالاها و خدمات فرهنگی علاوه بر دارا بودن ارزش اقتصادی همانند سایر کالا و خدمات ، دارای ارزش فرهنگی نیز می باشند . ارزش فرهنگی آنها  در بر گیرنده ارزشهایی مانند : ارزش زیبا شناختی ، ارزش معنوی ، ارزش اجتماعی ، ارزش تاریخی ، ارزش نمادین و ارزش اصالت می باشد .

     با توجه به چند ارزش بودن کالاها و خدمات فرهنگی مشخص شد که چهار دسته عوامل زیر در قیمت گذاری کالاها و خدمات فرهنگی موثرند :

۱)عوامل اقتصادی مانند : بهای تمام شده ، نوع بازار ، عرضه و تقاضا و …

۲)عوامل فرهنگی و هنری ، مانند : عوامل زیباشناختی ، مذهبی ، سندیت و اصالت و …

۳)عوامل دموگرافیک ، شامل گستره اثر کالا و خدمات محلی ، ملی و جهانی

۴)عوامل مربوط به ویژگی های تولید کننده و خالق ؛ شامل توانایی خلاقیت و نوآوری ، مشهوریت و …

    در ادامه مبحث ، روشهای ارزیابی در علوم انسانی و اجتماعی از قبیل روش شناسایی ، توصیف متکاثف ، تحلیل نگرشی ، تحلیل محتوا و ارزیابی مهارت توصیف شد و سپس تکنیکها و روشهای ارزش گذاری کالای فرهنگی بطور مفصل بیان شد .

    روشهای ارزش گذاری که مورد بحث قرار گرفت می توان به تکنیک رجحان آشکار شده ، روش هدونیک ، روش هزینه سفر ، روش ارزش گذاری اقتضایی ، روش تمایل به پرداخت ، روش تمایل به پذیرش ، روش تخمین تقاضای بازار ، مدل انتخاب ؛ روش اثر سنجی اشاره کرد .

    بعلت کیفی بودن مدلهای فوق و برای دستیابی به یک مدل نسبتا جامع برای ارزش گذاری کالاهای فرهنگی ، مدل تعاملی ارزش گذاری کالاهای فرهنگی و هنری معرفی شد . این مدل یک مدل کمی ، تعاملی و عمومی است . چرا که برخلاف مدلهای ارائه شده قبلی این مدل از نظرات گروههای چهارگانه ذی نفع و علاقه مند یعنی تولید کنندگان و مصرف کنندگان کالای فرهنگی و کارشناسان مسائل اقتصادی و مسائل فرهنگی بر اساس تکنیک دلفی بهره می گیرد . این مدل احتمالا در مورد همه کالاهای فرهنگی کاربرد دارد و بر اساس چهار دسته ویژگی های ( اقتصادی ، فرهنگی ، دموگرافیک ، خالق ) کالاهای فرهنگی ، کلیه متغیرهای بیست چهارگانه در ارزش گذاری کالاها و خدمات فرهنگی و هنری مورد استفاده قرار می گیرد . بعبارت دیگر این مدل یک مدل کاربردی و علمی برای ارزش گذاری کالاها و خدمات فرهنگی است .

    بر اساس مطالعه پیشینه روش های ارزش گذاری کالا و خدمات فرهنگی ، روش ارزش گذاری « دو مرحله ای » بعنوان یک روش کاربردی دیگر ارائه گردید . این روش به نوعی ، شیوه تعدیل یافته و اصلاح شده دو تکنیک WAP و WTP  است . در این روش با دقت بیشتری عوامل درجه بندی و ضریب گذاری شده و در اختیار هر دو گروه قرار داده می شود و احتمالا نتایج دقیق تری نیز به دنبال خواهد داشت . هر چند این روش ممکنست نیاز به بررسی بیشتری برای اجرایی کردن داشته باشد که این امر با انجام تحقیقات بیشتر ، قابل اصلاح ، بهبود و کاربردی شدن خواهد بود .

    نتیجه آنکه ، هر یک از روشها و تکنیک های ارزش گذاری ، موارد کاربرد محدودی دارند و نمی توان آنها را در خصوص همه یا بخشی گسترده از کالاها و خدمات فرهنگی به کار گرفت . بعلاوه همانطور که در بالا بیان شد هر کدام دارای نقاط قوت و ضعف خاص خود هستند و در مواقع نیاز باید بهترین گزینه ممکن را بر اساس شرایط انتخاب و مورد استفاده قرار داد . هر چند نباید فراموش شود که روشهای پایانی ( مدل تعاملی قیمت گذاری کالای فرهنگی و روش قیمت گذاری دو مرحله ای ) نسبت به سایر روشها جامع تر و کاربردی تر می باشند .

درباره ی admin

همچنین ببینید

مدیریت فرهنگی

آسیب شناسی تولید،توزیع و مصرف آثار مکتوب با نگاه به اقتصاد فرهنگ

اقتصاد فرهنگ، مسأله تأمین کالاهای فرهنگی، توزیع آنها و دخالت یا عدم دخالت دولت در ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *