خانه / شاخه ها / اقتصاد و فرهنگ / صنعت فر هنگی و ورزش

صنعت فر هنگی و ورزش

    همزمان با توسعه و رشد رسانه ها در سطح جهان و تأثیر مطبوعات بر ساختار فرهنگی و اجتماعی جوامع، قدرت صنعت فرهنگی همپا و یا بوسیله این ابزارها در حال افزایش بوده است. امروزه صنعت فرهنگی از ابزارهای گوناگونی برای سلطه بر اذهان مخاطبان بهره برداری می کند،یکی از این ابزارهای کاربردی در سطح جهان که سلطه گسترده ای را تحت پوشش قرار می دهد، پدیده ورزش می باشد. این پدیده با در اختیار داشتن برخی از رشته های پویا و جذاب از جمله فوتبال، بستکبال، راگبی و…  درسطح گسترده ای در خدمت صنعت فرهنگی تا به امروز قرار دارد . ورزش های پویا و جذاب در چند دهه اخیر از طریق یکسان سازی، ایجاد نیازهای کاذب به عنوان سرگرمی های پر طرفدار تمام ویژگی های لازم را  برای ابزاری شدن در راستای خدمات صنعت فرهنگی ایجاد کرده اند.

    صنعت فرهنگی که محور  چارچوب نظری آن در حوزه  امر سلطه می باشد، از طریق پدیده  ورزش از جمله بازی های پویا، نشاط آور، جذاب و فراگیر آن توانسته است، که از طریق سلطه بر مخاطب یا کنشگر  وی را به فردی منفعل و مصرف کننده تبدیل  می کند؛ و باعث این شده که، کنشگر خود را فراموش کند و پیرو یک اندیشه تحمیلی باشد. این اندیشه تحمیلی آن چنان برای فرد تبدیل به یک واقعیت مطلوب و هنجار می شود که دیگر نه تنها در صدد تغییر آن بر نمی آید که نپذیرفتن آن به عنوان هنجار شکنی و نقطه ضعف تلقی می شود. این فرایند چنان ماهرانه صورت می گیرد که لحظه ای فرد حتی متوجه این امر نمی شود، این پدیده از طریق  رسانه ها و مطبوعات ایجاد می گردد.« وسایل ارتباط جمعی دائماً تصاویری را در معرض دید مردمی که دیگر یارای مقاومت ندارند قرار می دهند و آنان را وا می دارند که در تضادهای موجود نوعی هماهنگی مشاهده کنند.» ( مارکوزه،۱۳۶۵: ۱۱۹) با کمی تأمل به وضوح می توان به سلطه صنعت فرهنگی از طریق ابزارهای رسانه ای و ورزش که بر سطح جوامع اعمال می شود، پی برد.امروزه سعی بر این است که فرهنگ واحدی را به همه و همه کس انتقال دهند، ورزش و رسانه های جمعی می توانند به نوعی این شعار را در راستای تقویت نظام سرمایه داری کنترل و سلطه بر اذهان  تقویت کنند.

   امروزه بازی های جذاب  ورزشی به عنوان پرطرفدارترین سرگرمی مردم دنیا نقش همسازی را به خوبی ایفاء می کند. دامنه نفوذ  بازی های ورزشی بسیار وسیع است، و در دورافتاده ترین و عقب مانده ترین کشورها هم طرفداران بسیاری این پدیده از جمله ورزش فوتبال دارد. همچنین این ورزش و سایر بازی های ورزشی منحصر به گروه سنی خاص نیست؛ هرگاه یک پدیده بتواند جمعیت زیادی را مشتاق خود کند، می تواند ابزاری در دست افراد خاص و در جهت منافع خاص تبدیل شود. حال اگر چنین اتفاقی بیفتد می توان از طریق این پدیده ها اذهان میلیون ها نفر را زیر کنترل گرفت و به سمت و سوی خاصی هدایت کرد. امروزه ورزش از جمله بازی فوتبال به خوبی این نقش را در خدمت صنعت فرهنگی ایفاء می کند«به نظر آدورنو و هورکهایمر سازندگان سرگرمی به خوبی به قدرت نفوذ برنامه هایشان در ذهن افراد واقف اند آن ها مشتاقانشان را همواره آماده دریافت برنامه هایشان نگه می دارند و از این برنامه ها در جهت یکپارچه سازی مصرف کنندگان استفاده می کنند.» ( آدرنو و همکاران، ۱۳۸۴: ۲۲۰) بر اساس این اندیشه، در صنعت فرهنگی مخاطبان نباید اندیشه مستقلی داشته باشند؛ و به جای آن تولیدات فرهنگی همه چیز را برای مخاطبان تجویز می کنند. همگون کردن و  یکسان سازی تولیدات فرهنگی باعث پیدایش مخاطبان یکدست و همسان می شود. در بازی های ورزشی از جمله فوتبال هم این یکدست سازی و همگون بودن مخاطبان با تولید کنندگان صنعت فرهنگی کاملاً مشهود است.« بازی های فوتبال به سادگی میلیون ها نفر را در یک زمان به پای گیرنده های تلویزیونی می کشاند. در این شرایط ما میلیون ها ذهن آماده برای در یافت یک پیام در اختیار خواهیم داشت. زمانی که موفقیت در زمینه یکی کردن اذهان و یک جا جمع کردن آن ها به دست آمد می توان بزرگ ترین بهره برداری های سیاسی و اقتصادی را ممکن کرد. کافی است لحظه ای به تبلیغات قبل و همراه با بازی فوتبال نگاهی بیندازیم تا متوجه استفاده ابزاری از فوتبال شویم.» ( خان دیزجی: ۱۳۸۹: ۸۱)

    از طریق ورزش از جمله بازی های پرهیجان چون فوتبال و… می توان  نیازهای کاذب را در مخاطبین منفعل ایجاد کرد؛ پس آموزش و انتقال پیام های تأثیر گذار بر مخاطب باید ابتدا نیازی را در گیرنده ایجاد کند و سپس در صدد ارضای آن بر آید. رسانه ها و مطبوعات با جلب اذهان به بازی های ورزشی از جمله فوتبال و سایر بازی ها و برخی از فوتبالیست ها و سایر ورزشکاران ارزش هایی فراتر از واقعیت  را برای آنان قائل می شوند؛ و از این طریق اشتیاق علاقه مندان را تقویت می کنند. رسانه ها و مطبوعات به خوبی از این ورزش در جهات مختلف استفاده می کنند، آن ها با معرفی و اسطوره سازی از بازیکنان فوتبال و سایر بازیکنان ورزشی انان را وارد اذهان توده ها می کنند؛ از اینرو  فرد را از طریق دنیای واقعی جدا می کنند و دچار توهم می سازند. با تحقق این فرایند افراد علاقه مند به کسب اطلاعات در مورد اسطوره هایشان و دنیای آن ها هستند. در این شرایط رسانه ها و مطبوعات مجدداً وارد صحنه می شوند تا نیازهای کاذبی را که خود به وجود آورده اند ارضاکنند. حال هر پیامی که درباره اسطوره مورد نظر باشد طرفداران بسیاری خواهد داشت.» ( اسدی،۱۳۷۱: ۱۹۴)

    امروزه حواشی فوتبال پرطرفدار تر از خود ورزش فوتبال است، و اشتیاق بیشتری نسبت به خود بازی را در بین مخاطبان و طرفداران ایجاد می کند. با نگاهی به برنامه های تلویزیونی و صفحات روزنامه ای و اخبار اینترنتی فوتبال به خوبی می توان به این موضوع پی برد. در واقع مخاطبان از جمله جوانان پرطرفدار این ورزش هر روز منتظر شنیدن، خواندن و دیدن اخبار و تیترهای جنجالی  و جذاب این ورزش می باشند؛ این موضوعات چنان به صورت زنجیره وار به هم متصل هستند که، خبر امروز در رسانه ها باعث می شود که فرد اخبار مربوط به آن موضوع فوتبالی را در سایر روزها، مطبوعات و رسانه ها پیگیری کند.  حتی این صنعت در راستای فرایند اسطوره سازی از فوتبال  در راه تأمین منافع خویش از افراد خاص برای جلب اذهان عمومی استفاده می کند؛ به عنوان مثال با چاپ عکسی ویژه از یک فوتبالیست یا دعوت از او در یک برنامه تلویزیونی و گفتگو در مورد یکسری از مسائل پشت پرده می توان، علاقه مندان را وادار به خرید یک روزنامه یا توجه به برنامه خاص کرد؛ از جمله می توان در رسانه ملی ما به برنامه ۹۰  و یکسری از روزنامه و سایت های اینترنتی اشاره کرد، که چنین اهدافی را دنبال می کنند.«جذابیت این گونه اخبار بویژه زمانی بیشتر می شود که خبری در مورد زندگی شخصی یک فوتبالیست باشد؛ در این صورت افراد علاقه مند اند از آنجا که این قهرمانان آن ها در زندگی خصوصی خود چگونه زندگی می کنند و چه رفتارهایی دارند. از آنجا که این قهرمانان افراد قابل اعتمادی تلقی می شوند پس می توان از آن ها در جهت تحمیل یک کالا یا یک عقیده سیاسی نیز استفاده کرد. کافی است یک فوتبالیست پیشنهاد خرید یک کالا یا حمایت از یک عقیده سیاسی را بدهد آن وقت جمع مشتاقان به پیروی از او همان مسیر را در پیش خواهند گرفت. البته این مسئله صرفاً مختص فوتبالیست ها نیست بلکه در مورد هنرپیشگان و دیگر ورزش ها نیز صادق است، ولی قدرت و نفوذ فوتبال به عنوان ابزاری دسترس در صنعت فرهنگی، بیشتر و به همان اندازه نیز پنهان تر است. در حال حاضر به ذهن کمتر جوان مشتاق فوتبال خطور خواهد کرد که از این طریق زیر سلطه صنعت فرهنگی قرار دارد.» (خان دیزجی: ۱۳۸۹: ۸۲)

    از بعد دیگر بازی فوتبال تا زمانی که به عنوان یک ورزش تلقی می گردد، که می تواند بسیار مفید و مفرح باشد. اما امروزه این ورزش به خصوص جوانان ما را به سمت جریانات حاشیه ای بیشتر سوق داده است، که حتی نمی توان لحظه ای تصور کرد که این امر منجربه سلطه صنعت فرهنگی می گردد. و هر روز مشتاقانه به دنبال یافتن اخبار جدید از این جریان ورزشی می باشند. این امر بیانگر سلطه پنهان صنعت فرهنگی در جهان نوین امروزی می باشد، یکی از ابزارهای آن ورزش از جمله بازی فوتبال می باشد.

   همچنین در حال حاضر باید اشاره به این کنیم که ورزش از جمله بازی پرهیجان فوتبال با در دست گرفتن اذهان میلیون ها و میلیاردها نفر در سراسر دنیا به قدرتی باور نکردنی دست یافته است و به راحتی می توان از آن در راه تحقق منافع خاص استفاده کرد. همان طور که اشاره شد، سخت ترین ضربات فوتبال به آزادی افراد از طریق یکسان سازی اسطوره سازی و ایجاد نیازهای کاذب صورت می گیرد. در این شرایط ایجاد آگاهی به خصوص در میان جوانان جامعه ضرورت پیدا می کند.

درباره ی admin

همچنین ببینید

مدیریت فرهنگی

آسیب شناسی تولید،توزیع و مصرف آثار مکتوب با نگاه به اقتصاد فرهنگ

اقتصاد فرهنگ، مسأله تأمین کالاهای فرهنگی، توزیع آنها و دخالت یا عدم دخالت دولت در ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *