خانه / فرهنگ اسلامی / انقلاب اسلامی / خصوصیات امیرالمونین علیه السلام از منظر رهبری

خصوصیات امیرالمونین علیه السلام از منظر رهبری

خصوصیات امیرالمونین علیه السلام از منظر رهبری

یک دسته از خصوصیّات امیرالمؤمنین، خصوصیّات معنوی و ملکوتىِ آن بزرگوار است که ما حتّی به فهمیدن آنها هم دسترسی نداریم.

آن مقام علمی، آن مقام نورانی و قدسیّتی که آن بزرگوار داشت؛ آن حقایقی که درون وجود او و در قلب نورانی او میجوشید و به صورت حکمتهایی بر زبان مبارکش جاری میشد؛ آن قرب به خدا و آن ذکراللّهی که بر همه کردار او و گفتار او و حالات او حاکم بود، چیزهایی است که مثل فطرت نوری او، برای ما به درستی قابل فهم نیست؛ اما به آنها اعتقاد داریم و افتخار میکنیم؛ چون آنها را از صادق مُصدَّق شنیدیم. لکن یک دسته دیگر از خصوصیّات امیرالمؤمنین است که او را به عنوان یک الگو و یک نمونه در مدّ نظر همه انسانهای تاریخ نگه میدارد که اینها برای پیروی کردن است. الگو یک وسیله و معیار و میزانی است برای این که آن کاری که انسان میخواهد انجام دهد، با آن الگو تطبیق داده شود. این الگو دیگر مخصوص جمعی خاص نیست؛ حتّی مخصوص مسلمانان هم نیست.

این که میبینید چهره امیرالمؤمنین، این قدر در تاریخ جذّاب است، به خاطر همین خصوصیّات است.

لذا کسی که دین اسلام را هم قبول ندارد یا امامت آن بزرگوار را هم تصدیق نکرده است، او هم در مقابل عظمت این خصوصیّات، در وجود خود احساس تعظیم میکند و خواه ناخواه زبان به ستایش او میگشاید. بنابراین، این خصوصیّات برای همه الگوست و ما که امروز یک حکومت اسلامی داریم و یک حکومت علوی را ادّعا میکنیم، این الگو برای ما از همه حتمیتر و فوریتر و غیرقابل اغماضتر است. ما باید ببینیم در این نقطه عالم که پرچم ولایت علوی را بلند کردیم، حرفمان چیست و چه میخواهیم به بشریت عرضه کنیم. آن چهارچوبی را که ما برای سعادت بشر تعیین میکنیم و سرِ دست میگیریم و نشان میدهیم، چیست؟ امیرالمؤمنین این جا برترین الگوست.

نمیشود فقط به زبان گفت «امیرالمؤمنین، علی» و اظهار عشق و علاقه کرد؛ اما در عمل با رفتار او و با درسی که با زبان و در عملِ خود به ما داده است، مخالفت کرد. بنده و امثال بنده که کارگزاران حکومتیم وظیفه‌مان سنگینتر است؛ چون ما باید عمل کنیم و از آن راهی که او رفته است برویم. ممکن است بعضی بگویند: شما کجا، امیرالمؤمنین کجا؟ قدرت او، توانایی او، ایمان او، صبر او، آن استخوان‌بندی مستحکم روحی او؛ اینها کجا، شما کجا؟ این حرف البته درست است. ما هیچ‌کداممان قابل مقایسه با او نیستیم. نمیشود گفت او بهتر است، او بالاتر است و ما پایین تریم؛ نه، اصلاً این مقایسه غلط است.

او در اوج فلک است و ما در خاک تیره، دورْ خودمان میچرخیم. فاصله‌ها خیلی زیاد است؛ اما جهتگیری را میشود انتخاب کرد؛ یعنی ما باید خودمان را به آن سمت و به آن هدفی که او نشان میداد، نزدیک کنیم – هر کسی به قدر توان خود؛ هر کسی بر حسب اقتضای زمان خود – چون راه همان راه و هدف همان هدف است. این نکته بسیار مهمّی است.

شاید در طول دوازده، سیزده قرن، در همین دنیای اسلام، حکومتهایی سرِ کار آمدند که اسم پیغمبر اکرم را با عظمت میآوردند و خودشان را خلیفه پیغمبر میدانستند. اگر کسی میگفت شما خلیفه پیغمبر نیستید، حاضر بودند حتّی او را به قتل برسانند. میگفتند ما خلیفه پیغمبریم.

از خلفای بنی‌امیّه بگیرید تا خلفای بنی‌عبّاس که حدود پانصد، ششصد سال حکومت کردند، تا خلفای فاطمی در مصر و شمال آفریقا؛ بعد هم خلفای عثمانی که تا همین جنگ بین‌الملل اوّل در آسیای صغیر – یعنی ترکیه فعلی – حکومت میکردند و مرکز حکومتشان آن جا بود و همه این کشورهای عربی هم تقریباً تحت حکومت آنها بودند، همگی خود را خلیفه پیغمبر میخواندند.

بعضی از آنها از این هم قدم بالاتر میگذاشتند و میگفتند خلیفه اللَّه: ما خلیفه خداییم؛ جانشین خداییم! این اسمشان بود؛ اما عملشان چه بود؟ عملشان، عمل به همان رسوم حکومتهای پادشاهىِ ستمگرانه‌ای بود که قبل از آنها هم در دنیا بود؛ در زمان آنها هم در نقاط دیگر دنیا بود؛ بعد از آنها هم تا امروز در همه جای دنیا چنین حکومتهایی بوده است. اسم، خلافت پیغمبر بود، اما رسم و عمل و رفتار، چیز دیگری بود. اینها چه کسانی هستند؟ اسم مناسب اینها چیست؟

منافق؛ یعنی کسی که ادّعای چیزی را میکند، وعده چیزی را میدهد، پرچم چیزی را بلند میکند؛ اما در رفتار خود، در عمل خود و در راه خود، ملتزم و پایبند به آن چیز نیست. یک چیز دیگر، یک راه دیگر و یک عمل دیگر بر رفتار و گفتار او حاکم است؛ این میشود منافق.

ما میخواهیم این طوری باشیم؟ آیا ما میخواهیم پرچم ولایت علوی و حکومت علوی و پیروی امیرالمؤمنین را بلند کنیم، اما حکومت خود را با مکتبهایی که با راه علی، با فکر علی و با منطق امیرالمؤمنین صد در صد مخالفند، تطبیق دهیم؟ حالا بعضی صد در صد، بعضی نود درصد، بعضی هشتاد درصد، مخالفند و اساس کارشان اساس دیگری است. لذا ما بیش از همه باید پایبند به آن باشیم که الگوی علوی را بشناسیم و آن را ملاک قرار دهیم. الگوی علوی در حکومت چیست؟ شاخصه‌هایی دارد که این شاخصه‌ها بایستی رعایت شود.

مردم هم باید به ما نگاه کنند، ببینند اگر شاخصه‌های حکومت علوی را رعایت میکنیم – حالا به قدر توانایی خودمان – آن وقت قبول کنند که ما حکومتی در راه علی هستیم. اگر دیدند ما آن شاخصه‌ها را رعایت نمیکنیم یا عکس آنها عمل میکنیم – بحث این نیست که قدرت ما کمتر از علی است و اراده دنبال کردن آن راه را نداریم – آن وقت گفتار ما و ادّعای ما را قبول نکنند و بگویند نه، این حکومت علوی نیست؛ این حکومتِ ولایت امیرالمؤمنین نیست.

ملاک اینهاست. اینها را بایستی مورد توجّه قرار داد.

درباره ی admin

همچنین ببینید

مشکلات انقلاب و مشکلات امیرالمومنین علیه السلام

مشکلات انقلاب و مشکلات امیرالمومنین علیه السلام و ما نباید روحیۀ خودمان را از دست ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *