خانه / شاخه ها / اقتصاد و فرهنگ / حقایق موجود در فرهنگ و زیبایی

حقایق موجود در فرهنگ و زیبایی

ارزش هنرها

الف) فرض : هنرها فقیرند و در طول زمان فقیر و فقیرتر می شوند.

تعداد زیادی از فرهنگ شناسان متقاعد شده اند که فرهنگ و هنرها امروزه در شرایط بسیار بد مالی قرار دارند . شکایات مرتبط به بخشی از یک نشانه ی تجاری تبدیل شده اند.

ب) فرض متقابل اقتصادی : هنرها در طول زمان ثروتمند تر شده اند .

از یک جنبه ، این نظر کاملاً حقیقت دارد .ارزش اشیاء هنری به ویژه نقاشی ها ، از لحاظ پولی  به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است ، همانطوری که هر فردی که نتایج مزایده های هنری را پی گیری می نماید این موضوع را تصدیق می کند . و آن از زمانی که اولین نقاشی به بیش از میلیون دلار یا یورو به فروش رسید به یک موضوع روز تبدیل شد.

 

البته این بدین معنا نیست که همه ی هنرها در شرایط مالی مطلوبی قرار دارند . اما مفهوم آن این است که موزه های هنری ما بی اندازه غنی می شوند اگر آنها به طور صحیح دارایی های هنری شان را ارزش گذاری نمایند. در حال حاضر ، تقریباً تمامی موزه های هنری به طور ضمنی ارزش معادل صفر را برای دارایی هایشان در نظر می گیرند ، به عنوان مثال ، اشیاء هنری  در ترازنامه آنها منعکس نمی شود . سوالی که مطرح می شود این است که چگونه بایستی به ارزش های مالی (ثروت) موزه ها پرداخته شود .

اما حتی جدای از هنر در شکل اشیا هنری احتمالاً این امر حقیقت ندارد که فرهنگ از لحاظ وضعیت مالی نسبت به زمان های گذشته و یا حتی در مقایسه با سایر هزینه های عمومی از قبیل هزینه های نظامی اخیردر وضعیت بدتری قرار دارد.

هنر به عنوان یک سرمایه گذاری

الف) فرض: سرمایه گذاری های خصوصی در هنر از نظر پولی نسبت به سرمایه گذاری ها در دارایی هایی ازقبیل اوراق قرضه یا سهام دولتی بسیار سود آور تر هستند.

این یک ایده بسیار مشهور است که اخیراً توسط بانک ها استعمال می شود که هنرها را به عنوان گزینه سرمایه گذاری جدید شناسایی نموده اند.

 

ب) فرض متقابل اقتصادی :« برای پول دار شدن ، مردم نبایستی در هنر سرمایه گذاری نماید.»

تا سر حد کفایت این دیدگاه بوسیله کسانی که به طور جدی درگیر هنر هستند و افرادی در مزایده ها فعال  می باشند مورد توجه قرار گرفته است. و آن با تحقیقات کاملاً تجربی نیز حمایت می گردد. بنابراین ، در یک کار مشترک با ونر پومرن با استفاده از داده های مزایده های هنری در یک حیطه زمانی بالغ بر ۳۵۰ سال ( از ۱۶۳۵ تا ۱۹۸۷) و بیش از ۲۴۰۰ مبادله در خصوص مهم ترین بازارهای هنری ( نیویورک، پاریس ، لندن ) من یک نرخ متوسط واقعی بازگشت سرمایه( به عنوان مثال پس از محاسبه هزینه های نقل و انتقال و تورم )۵/۱ درصد در سال را محاسبه نمودم . ( فری و پومرن ۱۹۸۹) سرمایه گذاری در هنر به طور متوسط ، از یک دیدگاه صرف مالی سود آور نخواهد بود.

 

البته ، اگر کسی خوش اقبال باشد ، دستیابی به در آمدهای بالاتر در بازار هنری امکان پذیر می باشد. اگرمن در جوانی ام یک روز نبرگ را خریداری کرده بودم، من به یک سود بسیار بالایی می رسیدم .  برای سنجش  این موضوع فرض کنید که شما امروز ارزش معاملات یک نقاش را در آینده با قیمت های بسیار بالا برآورد می نمایید  ، اگر واقعاً مطمئن هستید ، چرا شما همه نقاشی های او را امروز خریداری نمی کنید« در حالی که شما به سادگی می توانید یک وام از بانک خودتان بگیرید . »

درباره ی admin

همچنین ببینید

مدیریت فرهنگی

آسیب شناسی تولید،توزیع و مصرف آثار مکتوب با نگاه به اقتصاد فرهنگ

اقتصاد فرهنگ، مسأله تأمین کالاهای فرهنگی، توزیع آنها و دخالت یا عدم دخالت دولت در ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *