خانه / سبک زندگی / تعلیم و تربیت / تغییرات ارزشی در ایران(تحلیل تغییر سیستم ارزشی خانواده ها)

تغییرات ارزشی در ایران(تحلیل تغییر سیستم ارزشی خانواده ها)

مقدمه و بیان مسأله

ارزش ها را می توان در زمره مهم ترین عوامل تعیین کننده جهت های رفتاری اعضای جامعه و نیز زیربنای نظم اجتماعی دانست. چرا که تا زمانی که ارزش های یک جامعه تغییر نکند، در آن جامعه تغییری مشاهده نخواهد شد. ارزش های اجتماعی دیرپا و ماندگارند و یک شبه تغییر نمی یابند، همان گونه که استقرار ارزش ها دیر زمانی طول می کشد، تغییر آنها و جایگزینی ارزش های جدید نیز به همین سیاق بوده و به مرور زمان و به تدریج صورت می گیرد. تحولات ارزشی به گونه ای رخ می دهند که تا مدت ها تغییر و تحولات در لایه های زیرین اجتماعی و به طور پنهانی صورت می گیرند و یک اتفاق یا حادثه اجتماعی یا سیاسی، به ناگهان آنچه را که در لایه های زیرین در حال وقوع است، به لایه های رویی جامعه کشانده و در معرض دید همگان قرار می دهد. این دگرگونی ها در مقیاس وسیع وقتی پدید می آید که نسل جوان تر، جایگزین نسل مسن و بزرگسال جامعه شوند.
به نظر می رسد که خانواده یکی از کانون های تغییرات ارزشی جامعه محسوب می شود که در آن دو نسل «قدیم» و «جدید» با ارزش های مشترک و یا متفاوت هم زیستی دارند. در دوران نوین و در جوامع صنعتی، ماهیت و اشکال ازدواج و پیامدهای اجتماعی آن در خانواده و جامعه، اشکال، ساختار و ارزش های خانواده و به طور کلی الگوهای همسرگزینی و نظام خانواده تحت تأثیر صنعتی شدن دچار تغییر و تحول شده و در جوامع رو به توسعه با آهنگی آرام در حال تغییر است از جمله : امروزه، شبکه خویشاوندی مبتنی بر تبار  و طایفه در اکثر جوامع تأثیر خود را از دست داده است؛ ترویج ازدواج های غیرخویشاوندی  به جای ازدواج های مبتنی بر خویشاوندی،  به ویژه در نقاط شهری، روابط اجتماعی، روابط بین گروهی، رشد شخصیتی و بهبود نسل را  دستخوش تغییر نمود.

با تغییر الگوی خانواده از گسترده به هسته ای، نحوه انتخاب همسر نیز در بسیاری جوامع تغییر یافته است، زیرا در خانواده گسترده، ازدواج مبتنی بر تصمیمات و نظریات افراد و اعضای خانواده بود، ولی با هسته ای شدن خانواده ها، حق انتخاب آزاد همسر در جامعه هنجار شده است؛ آزادی عمل زنان در ازدواج، تصمیم گیری در خانواده، عادی شدن طلاق و موارد مشابه، از جمله تغییرات ازدواج و خانواده محسوب می شود؛
به دنبال تغییر در نظام هنجاری جامعه، تغییر در ارزش ها و گسترش شهرنشینی، رفع محدودیت در روابط بین دو جنس مخالف کاهش یافته که به نوبه خود بسیاری از الگوهای رفتاری، ارزش های مربوط به خانواده و هنجارهای موجود در جامعه را تحت تأثیر قرار داده است. (شیخی، ۱۳۸۲ : ۵۴-۵۳)
امروزه همسرگزینی آزاد،  از ویژگی های خانواده (هسته ای) در دوران نوین است و عشق و علاقه در تکوین ازدواج، نقش اصلی دارد، مع الوصف این آزادی انتخاب همسر بر حسب نوع جامعه و ویژگی های فرهنگی اجتماعی، اقتصادی و زیستی از جمله مذهب، نژاد، قومیت و طبقه، مشروط و مقید می گردد، به عبارت دیگر ازدواج بر حسب تجانس انجام می شود و هر فردی به طور متعارف با کسی از طبقه، مذهب، نژاد و قومیت خود ازدواج می کند که این نوع ازدواج را ازدواج متجانس می گویند. ازدواج میان همسایگان که معمولاً از لحاظ شغل، درآمد و سایر ویژگی های قشری مشابه هم هستند، بسیار متداول است، البته هر خانواده ای، در جامعه از طریق روابط اجتماعی که برای فرزندان خود ایجاد می کند، امکان ازدواج نامتجانس را کم و امکان ازدواج متجانس را زیاد می کند. (اعزازی، ۱۳۸۲ : ۹۸-۹۶)
در دو دهه اخیر خانواده در ایران به لحاظ ساختاری و کارکردی و نیز جمعیتی دستخوش تغییر بوده است که این تغییر، خود ناشی از تغییر نظام اجتماعی از اقتصاد کشاورزی به اقتصاد صنعتی و به دنبال آن تضعیف خانواده گسترده و شکل گیری خانواده هسته ای است(همان :۴۵). شکل جدید خانواده ارزش های جدیدی را نیز به همراه خود به همراه داشت که متفاوت از ارزش های خانواده گسترده و سنتی است. تغییر عمده در ایران ناشی از اقتصاد نفتی بوده است، به عبارتی اقتصاد نفتی و نه صنعتی در ایران،باعث شکل گیری رانت نفتی شده است. در ایران فرایند صنعتی شدن اتفاق نیفتاده و افراد از درآمد حاصل از فروش نفت به ثروت رسیده اند. بنابراین اتفاقی که در  ایران   افتاده این است که جامعه ایران گذر از منابع درامد محدود و روستایی به درآمد نفتی  و سیستم رانتی نفتی را تجربه کرده که این باعث دگرگونی سیستم های ارزشی در جامعه و خانواده ها شده است. این مسأله خود باعث تغییراتی در نقش و موقعیت افراد در داخل خانواده ها شده  است. از جمله اینکه زنان بیش از گذشته با ورود به دانشگاهها، سرمایه فرهنگی خود را افزایش داده و تنها راه ارتقاء سرمایه فرهنگی خود را بالا بردن سطح تحصیلات دانسته اند. این امر خود باعث افزایش سن ازدواج شده است، که زمانی می تواند امر مثبتی تلقی شود که همراه با آزاد سازی روابط جنسی باشد، در غیر این صورت، روابط جنسی زیرزمینی شده و آسیب های اجتماعی چون فحشا را به همراه خواهد آورد.
چالش های مابین ارزش های سنتی و مدرن، نیز ورود فناوری و فرهنگ نهفته در بطن آن به علاوه تحولات عمیق و گسترده سیاسی و اقتصادی و پیدایی طبقه متوسط شهری ، افزایش بی سابقه مصرف کالاهای جدید، ورود امکانات جدید ارتباطی نظیر اینترنت و شبکه های ماهواره ای به زندگی شهروندان موجب تغییرات ارزشی شدید در جامعه ما شده اند (ارمکی و خادمی، ۱۳۸۲: ۱۲).
با توجه به عوامل بیرونی اثر گذار بر خانواده و افزایش جمعیت جوان و نیازهای آنان، جامعه ایرانی با تفاوت نسلی روبرو شده است و جوانان به عنوان یک گروه اجتماعی از لحاظ نحوه گذران اوقات فراغت، دوست یابی، علایق و نیازها و ارزش ها با پیران متفاوت اند (ارمکی،۱۳۸۰: ۶۹). در ایران ما شاهد دو نسل متفاوت هستیم که یکی از آنها با توجه به تجربه تاریخی متفاوت، از جمله انقلاب و جنگ، با توجه به شرایط تاریخی و اجتماعی خاص این دوره، با ارزش های مذهبی و دینی اهمیت پیوند دارند و نسل جدید با توجه به شرایط زیستی متفاوت از نسل قبل، که در آن تبلیغات رسانه ای نیز تأکید بر ارزش های مادی و لذت جویانه داشته که در نتیجه آن میل به ارزش های مادی، فردگرایانه،  سودجویانه و منفعت طلبانه برای نسل جدید افزایش یافته است. سوال اساسی این مقاله این است که تحت چه شرایطی در خانواده های ایرانی شاهد دگرگونی سیستم ارزشی هستیم؟
و اینکه ارزش های نسل فرزندان گرایش به کدام نوع از ارزش ها خانوادگی و خویشاوندی، اقتصادی، مذهبی و فرهنگی دارد؟

اهمیت و ضرورت تحقیق
دگرگونی های ارزشی خانواده ها و نسل ها، یکی از عناصر کلیدی نظام فرهنگی جامعه به شمار می رود که شناخت آنها، نقش بسزایی در شناسایی تحولات فرهنگی دارد. مطالعه تحول و تغییر ارزشی، روشی برای شناخت تحولات اجتماعی عمده است. می توان اذعان داشت که بر اساس تحولات ارزشی، جریان تحولات آینده در جامعه چگونه است. «به نظر می رسد ریشه بسیاری از مسایل اجتماعی و ناهنجاری های رفتاری چه در سطوح فردی و چه در رفتار گروهها، جریان ها و اقشار اجتماعی، ناشی از حالت عدم تعادل و سیالیت و طیف گونگی نظام ارزشی است» (حاضری، ۱۳۸۰ :۴۵  ).
دگرگونی فرهنگی از طریق جایگزینی نسل ها صورت می گیرد. مطالعه شکاف های ارزشی به ما در فهم مکانیسم های این تغییر و تحولات کمک می نماید(اینگلهارت، ۱۳۷۳ :۷۳).

 با توجه به اینکه تغییر و تحول امری گریز ناپذیر است، شناسایی مکانیسم های این تحول در نظام ارزشی نسل والدین و فرزندان مخصوصاً در سطح خرد و میانه می تواند امکان دستکاری در نقشه سازماندهی ساختار آینده ایران را فراهم آورد و از وقوع بی هویتی یا اغتشاش هویتی و یا چند هویتی در بین نسل های متفاوت بکاهد و فرصت لازم را جهت تغییر و تبدیل روند های تغییر ارزشی نادرست را برای سیاست گذاران حوزه فرهنگی فراهم آورد.

پیشینه تحقیق
اینگلهارت در سه مرحله بصورت پیمایش ملی ارزش ها در سال ۸۲- ۱۹۸۱- ۹۱– ۱۹۹۰ و ۹۸- ۱۹۹۵ به سنجش ارزش ها پرداخت. وی به تقسیم ارزش ها به چهار بعد، ابعاد سنتی- عقلانی در برابر خود ابزاری – بقا می پردازد (Inglhart,2000 ).
تراب و دودر (۱۹۸۸) با استفاده از یک پرسشنامه به بررسی شباهت ها و تفاوت های موجود در نظام های ارزشی دو نسل جوان و نوجوان پرداختند. آنها تفاوت های مشاهده شده در نظام ارزش های این دو نسل را ناشی از تفاوت در الگوهای تعاملی و بسترهای هنجاری ناهمگون آنها می دانند.
در زمینه تغییرات ارزشی در ایران تحقیقات زیادی شده است که در اینجا به خلاصه یکی از این تحقیقات اشاره می شود:
آزادارمکی تقی و ظهیری نیا مصطفی(۱۳۸۹)  بررسی سنخ های ارزشی و تغییرات فرهنگی در خانواده
این تحقیق در صدد است با بهره گیری از نظریه های مربوط به تغییرات فرهنگی، ضمن شناخت وضعیت سنخ های ارزشی در بین اعضای خانواده ایرانی (والدین و فرزندان)، به بررسی تغییرات فرهنگی در خانواده بپردازد. داده هـای ایـن تحقیق با تکمیـل ۳۹۳ پـرسشنامـه (۲۰۰ نفر والدین و ۱۹۳ نفر فرزندان) به روش مصاحبه حضوری، از خانوارهای ساکن در شهر بندرعباس، گردآوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از بررسی وضعیت سنخ های ارزشی، نشان می دهند که هم والدین و هم فرزندان، ارزش های مادی را نسبت به ارزش های فرامادی، در اولویت بالاتری قرار می دهند. هم چنین نتایج نشان داد، میزان رضایت از زندگی، تعامل اجتماعی و احساس خوشبختی فرزندان، بیشتر از والدین است و در مقابل والدین بیشتر به ارزش های مذهبی و خانوادگی توجه دارند. این مساله احتمالا به دلیل تاکید بیشتر والدین بر ارزش های سنتی، مذهبی و خانوادگی باشد که خود نیز، تحت تاثیر شرایط اجتماعی شدن افراد در دوران اولیه زندگی شان است. دریک جمع بندی کلی می توان گفت، به دلیل برآورده نشدن نیازهای اولیه افراد در هر دو گروه از پاسخگویان (والدین و فرزندان)، اولویت های ارزشی بیشتر به سمت ارزش های مادی گرایش دارد. در واقع علی رغم ظهور و نمود بُعد سخت توسعه در جامعه آماری، بُعد نرم توسعه (تغییرات فرهنگی و ارزشی متناسب) هنوز تحقق نیافته است.
 –
آزاد ارمکی، تقی و غیاثوند، احمد(۱۳۸۳)  تغییرات ارزشی و مناطق فرهنگی در ایران
 –  کلاکی، حسن(۱۳۸۷) مقایسه ارزش های مذهبی دو نسل جدید و پیشین در ایران
نتایج پژوهش « پیمایش ملی ارزش ها و نگرش ها» (1381)
محسنی، منوچهر(۱۳۷۵)بررسی آگاهی ها، نگرش ها، و رفتارهای اجتماعی- فرهنگی ایران

مبانی تئوریکی موضوع
در تحلیل و تبیین تغییرات ارزشی خانواده ها رهیافت تضاد ساختاری با تأکید بر نظریه تضاد نسلی بوردیو مورد استفاده قرار گرفته است.
در این چشم انداز نقطه عزیمت در تحلیل تعارضات نسلی و ارزشی، ساخت اجتماعی عینی بوده و با محور قرار دادن تضاد منافع مادی گروه های مختلف نسلی، که در جامعه هم زیستی زمانی و مکانی دارند، مسائل نسل ها و ارزش های آنان را ناشی از تضاد زیربنایی یاد شده و در تناظر با موقعیت و منافع اجتماعی نسلی در نظر گرفته می شود. بوردیو در تئوری تضاد ساختاری  و نظریه نسلی خود روابط نسلی و تضاد ارزش های بین دو نسل را در عرصه های اجتماعی ، نظیر دانشگاه، سیاست، ادبیات و خانواده پی گیری و تحلیل می نماید. وی چالش های بین نسلی را همانند سایر تعارضات اجتماعی، مستقل از طبقه و نظام قشربندی اجتماعی یا به تعبیر او نظام های سلطه، نابرابری در عرصه های مختلف، نمی داند و در چارچوب نابرابری و تضاد اجتماعی به تحلیل روابط و تعارضات نسلی و ارزشی در ابعاد اجتماعی- اقتصادی و فکری – فرهنگی می پردازد ( توکل و قاضی نژاد،۱۳۸۵ :۱۰۶). بوردیو معتقد است رویارویی نسل ها و تضاد ارزشی آنان، در عرصه ها و « میدان های اجتماعی» مختلف اتفاق می افتدکه عملاً حاکی از تعارض بین افرادی با مواضع گوناگون قدرت و ثروت است. چنین مباحثی دال بر این است که بوردیو جوان و پیر را نه به عنوان یک امر عینی و واقعی، بلکه یک ساختار اجتماعی می داند که در نتیجه مبارزه میان پیر و جوان در میدان های مختلف اجتماعی بوجود می آید ( همان :۱۰۷ ) بوردیو در کتاب «سوالات جامعه شناسی» می نویسد: « در قرن ۱۶ در فلورانس پیرها (نسل قدیم) ارزش هایی چون خشونت را تبلیغ می کرده اند تا پختگی و عقلانیت و در نتیجه قدرت خود را به رخ بکشند»(بوردیو، ۱۹۸۴ : ۱۴۴).  بنابراین بوردیو منشأ اصلی تضادهای ارزشی نسل ها را توزیع نامتوازن منابع قدرت و ثروت و سرمایه(اقتصادی، نمادین، اجتماعی و انسانی) در عرصه ها و میدان های مختلف اجتماعی میداند . از این رو در دیدگاه بوردیو، تفاوت ارزشی بین نسلی یک آسیب تلقی می شود.
طبق دیدیگاه بوردیو، تغییر و تفاوت ارزشی بین نسلی در بین خانواده های شهر زنجان، ناشی از رقابت بر سر دستیابی به انواع سرمایه در میدان ها و عرصه های مختلف اجتماعی است. جوانان در تلاش برای رسیدن به تحصیلات و مدارج علمی تلاش وافری از خود نشان می دهند، بویژه زنان تنها راه دستیابی به سرمایه فرهنگی و بر هم زدن سلسله مراتب قدرت در خانواده را افزایش آگاهی از طریق ورود به دانشگاه و کسب مدارک تحصیلی بالا می دانند. از این رو این افزایش آگاهی و کسب مدارک علمی و تحصیلی در شرایط نبود دیگر شرایط لازم از جمله آزادی زنان در جامعه تغییرات ارزشی در بین خانواده ها را منجر شده است.

تعریف مفاهیم
ارزش ها ( Values) : در اصطلاح دانش جامعه شناسی ، عقایدی است که افراد یا گروه‌های انسانی درباره آن‌چه مطلوب، مناسب، خوب یا بد است؛ دارند. ارزش‌های مختلف نمایانگر جنبه‌های اساسی تنوعات در فرهنگ انسانی است. ارزش‌ها معمولاً از عادت و  هنجار نشأت می‌گیرند( گیدنز، ۱۳۸۸: ۷۸۷).
مفهوم ارزش به معنای ارج و اندازه است. ارج به معنای بهاء و قیمت، و ارزشمندی یا ارجمندی هر پدیده، شی و چیز یا وضعیت، هدف و آرمانی که مطلوب و مورد علاقه واقع شود. خواه این مطلوبیت ذاتی و یا غیر ذاتی، حقیقی و واقعی (عملی وعینی) و یا برعکس توهمی، پنداری و غیر واقعی باشد. گستره معنایی ارزش، فردی، جمعی (ارزشهای خانوادگی، ارزشهای طبقاتی، ارزشهای جوانان، زنان، کارگران، دانشجویان، ارزشهای قومی…)، فروملی، ملی (ارزشهای ایران و ایرانی) و فراملی، منطقه ای (ارزشهای آسیایی، اروپایی یا ارزشهای شرقی و غربی) و جهانی (ارزش صلح، امنیت، عدالت…) است و در همه بخشهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جریان دارد. ارزشها متعدد و متفاوت و گاه سلسله مراتبی هستند(صدرا و قنبری،۱۳۸۷: ۲۵).
خانواده (  Family): گروهی از افراد که یا پیونهای خونی، ازدواج یا فرزندخواندگی، با یکدیگر ارتباط داشته، یک واحد اقتصادی را تشکیل می دهند و اعضای بزرگسال آن مسؤل پرورش کودکان هستند(همان: ۷۹۸).
شکاف بین نسلی : مفهومی است  که  اختلاف فاحش روانی ، اجتماعی و فرهنگی  و تفاوت معنا دار در بینش  و آگاهی ، باور ها ، تصورات ، انتظارات ، جهت گیری های ارزشی و الگوهای رفتاری میان دو نسل همزمان در یک جامعه را مورد توجه قرار می دهد. "  ( توکل و قاضی نژاد ، ۱۳۸۵ :۸۶ )
تعریف کارل مانهایم از نسل  : یک نسل حقیقی و تبلور یک آگاهی نسلی متمایز نتیجه حوادث تاریخی عظیمی است که افراد در حدود ۲۵-۱۷ سالگی خود در داخل حوزه جغرافیایی واحدی ، به طور مشترک آن را تجربه می کنند.
تعریف پیر بوردیو از نسل :  نسل را به عنوان یک ساخته اجتماعی و حاصل تضاد بر سر منابع اقتصادی و فرهنگی در داخل یک میدان معین می داند.
تغییر ارزشی فرایندی است که از نسلی به نسل دیگر رخ میدهد، نه بطور مداوم از سالی به سال دیگر. اینگلهارت از دو مفهوم ارزش «مادی گرایانه» و «فرامادی گرایانه»، به طور گسترده ای در نظریه دگرگونی ارزشی خود سود جسته است. وی معتقد است که « اولویت های ارزشی در جامعه پیشرفته صنعتی از سمت مسائل و دلبستگی های مادی پیرامون امنیت اقتصادی و جانی به سوی تأکید بیشتر بر آزادی، ابراز عقیده و کیفیت زندگی یا ارزش های فرامادی گرایش پیدا می کند» ( اینگلهارت و آبرامسون، ۱۳۷۸: ۶۰).

تحلیل و نتیجه گیری
در اینمقاله تغییرات ارزشی بین دو نسل از والدین و  فرزندان یک خانواده مورد بررسی قرار گرفت.  نتایج حاصل از مطالعه  ارزش های دو نسل، نشان می دهند که فرزندان ، ارزش های مادی را در اولویت بالاتری قرار می دهند. هم چنین نتایج نشان داد،  که فرزندان نسبت به ارزش هایی چون پول و «خوشگذرانی» ، مصرف ،موسیقی و ازدواج مبتنی بر عشق ، مد و خودنمایی، بیشتر از والدین اهمیت  میدهند و در مقابل والدین بیشتر به ارزش های مذهبی و خانوادگی توجه دارند.
این مساله احتمالا به دلیل تاکید بیشتر والدین بر ارزش های سنتی، مذهبی و خانوادگی باشد که خود نیز، تحت تاثیر شرایط اجتماعی شدن افراد در دوران اولیه زندگی اشان است. دریک جمع بندی کلی می توان گفت، به دلیل برآورده نشدن نیازهای اولیه افراد در هر دو گروه از پاسخگویان (والدین و فرزندان)، اولویت های ارزشی بیشتر به سمت ارزش های مادی گرایش دارد. یافته ها نشان داد که رابطه افراد با پول را مهم ترین مولفه می دانند و جامعه به سمت مصرف و مصرف گرایی و خودنمایی پیش می رود. این نوع ارزش ها شاید از نظر نسل قدیم یا والدین قابل تحمل نبوده و ضد ارزش تلقی شود. در تحلیل ارزش های هر دو نسل از والدین و فرزندان، هر دو گروه  والدین و فرزندان با توجه شرایط تاریخی و فرهنگی و تجربه وقایع تاریخی، ارزش های خاص خود را دارا می باشند. به تعبیر کریستوفر بالس، این وقایع تاریخی و شرایط اجتماعی، «ابژه های نسلی» خاص و متفاوتی را برای هر دو نسل به ارمغان می آورد. نسل اول یا همان والدین با توجه به تجربه وقایعی چون انقلاب، جنگ، ابژه های نسلی چون، ایثار، فداکاری ، از خودگذشتگی،  سازندگی را داشتند و برای نسل جدید، اینترنت، بلوتوث، اصلاحات، شبکه مجازی و ماهواره قابل تعریف است، و نسل ها با این ابژه ها، به نحوی ناخود آگاهانه احساس «همبستگی نسلی» می کنند. به نظر بالس هر ده سال، ما از فرهنگ، ارزش ها، پسندها، علایق هنری، دیدگاههای سیاسی و قهرمان های اجتماعی خود، تعریفی جدید ارائه می کنیم(بالس، ۹:۱۳۸۰).
در نتیجه ورود جامعه ایران از یک اقتصاد فقیر روستایی به اقتصاد نفتی (رانت نفتی) دگرگونی قابل ملاحظه ای  در سیستم ارزشی جامعه شاهد هستیم. مدرنیته در ایران در نتیجه ورود صنعت اتفاق نیفتاد، بلکه افراد با تجربه یک مدرنیته ناقص به ثروتی دست یافتند که اقتصاد نفتی به ارمغان آورده بود. نتیجه این وضعیت گسترش فرصتهای آموزشی و شغلی برای گروههای مختلف جامعه بویژه برای زنان  و امکان ورود آنان به دانشگاهها و تغییر موقعیت اجتماعی و اقتصادی آنان بوده است. زنان با ورود به دانشگاهها، افزایش سرمایه فرهنگی را در پیش گرفتند که گویا تنها راه، دریافت مدارک و مدارج دانشگاهی و علمی است. پیامدهای این خواسته زنان، افزایش سن ازدواج، بالا رفتن توقعات و انتظارات زنان در رابطه با اشغال یک موقعیت شغلی مناسب، فردگرایی آسیب زا و لجام گسیخته،  تضاد ارزشی در بین اعضا خانواده است. نسل فرزندان و بویژه زنان در رقابت برای کسب هویت و افزایش سرمایه های «اجتماعی»( تعریف روابط اجتماعی جدید)  ، « فرهنگی» ( مدارک دانشگاهی، مهارتی و علمی) خود وارد عرصه ها و «میدان ها» ی مختلف اجتماعی شده اند که نتیجه این امر می تواند کناره گیری از ارزش های پذیرفته نسل والدین و امکان ستیز با آن را در بر داشته باشد.  طبق رویکرد بوردیو، تضاد نسل ها و تضاد ارزش های بین نسلی در بین خانواده ها،  نتیجه توزیع نامتعادل در حوزه ثروت و قدرت و انحصار منابع و سرمایه های مختلف مادی و نمادین( پست ها، عناوین، مدارک، کنترل های فرهنگی و اخلاقی و… )در دست نسل در صحنه می باشد. البته رویکرد تضاد ساختاری بوردیو، اصلاح گرایانه است و می توان بر اساس آن همزیستی مسالمت آمیز بین دو نسل ایجاد کرد. خانواده ایرانی در چندین سال اخیر تحت تأثیر روند مدرنیزاسیون و لوازم و پیامدهای آن از جمله تغییر ساخت اقتصادی و رواج شهرنشینی مهاجرت خانواده‌های روستایی به شهر، دگرگونی‌های نسبتاً چشمگیری را تجربه کرده است. خانواده امروزی از لحاظ ساخت و کارکرد و برخی ارزش‌های فرهنگی، تمایلی به مشابهت با خصوصیات خانواده و ازدواج در جوامع صنعتی نشان می‌دهد. از نتایج نوسازی این است که شرایط مطلوب ازدواج با خویشاوندان کاهش می‌یابد، سن ازدواج کم‌کم بالاتر می‌رود و پذیرش طلاق برای افراد آسان‌تر می‌شود که در ایران نیز در طول دوره‌های تغییر اجتماعی، تفاوت‌هایی بین واکنش‌های بلندمدت و کوتاه‌مدت در هنجارهای فرهنگی مثل ترجیحات برای ازدواج با خویشاوندان، انتخاب همسر بر اساس عشق و مطلوبیت ازدواج به وجود آمده است. نتایج تحقیق نشان دهنده این است که ارزش‌های خانواده در نسل فرزندان بیشتر مدرن است تا سنتی و برعکس در والدین این ارزش‌ها بیشتر سنتی هستند تا مدرن.
برای  نسل امروزی پول یک ارزش بی حد و اندازه است . بطوری که شخصیت آدم ها را در پول می دانند و تمام کنش های انسانی را معطوف به پول دانسته و هر نوع خدمت به دیگران را با پول ارزیابی می کنند . این نسل بیشتر از نسل والدین وارد «فاز اقتصادی» شده و «کنش عقلانی معطوف به هدف» از خود نشان می دهند. نسل والدین نیز هرچند به ثروت اندوزی علاقمند اند ولی معیارهای انسانی (نه فقط معیارهای ابزاری و پولی) را در ارزیابی افراد دیگر مد نظر دارند. شاید طبق تئوری اینگلهارت این بدان معنی است که نیازهای اولیه و امنیت اقتصادی آنان بطور کامل تأمین نشده است تا به طور کامل به ارزش های «فوق مادی» برسند.
یافته ها نشان می دهند که بین دو نسل به لحاظ «سن ازدواج» تغییر و تفاوت قابل مشاهده است. نسل قبلی خودشان در سنین پایینی ازدواج کرده اند و میل به ازدواج فرزندان در سنین پایین نیز دارند و نسل جدید با توجه به تفاوت های تحصیلی و اجتماعی که با نسل قدیم دارند میل به ازدواج در سنین بالا دارند، چرا که ازدواج زودهنگام را از دست دادن فرصت لذت بردن و خوشگذرانی می دانند. با توجه به یافته فوق می توان گفت که افزایش سن ازدواج که موازی با ورود افراد بویژه زنان به دانشگاهها  بوده است به عنوان یک کنش ارزشی از سوی افراد پذیرفته شده است. البته جنبه آسیب زای افزایش سن ازدواج زمانی خود را آشکار می سازد که همراه با آزادی روابط جنسی در جامعه نباشد. نتیجه این امر کشیده شدن روابط جنسی به سمت فعالیت های زیرزمینی و پنهان و نهایتاً افزایش فساد و فحشا خواهد بود. به لحاظ شیوه انتخاب همسر بین دو نسل، تفاوت و تغییر قابل مشاهده است. الگوهای همسرگزینی در بین دو نسل از خانواده ها تغییر یافته که نتیجه این امر،  شکل گیری یک نوع فردگرایی آسیب زا بوده از پیامدهای آن کنده شدن جوانان از روابط خانوادگی و خویشاوندی و زیست بر اساس معیارهای کاملاً فردی است که خود تغییر ارزشی بین دو نسل را تقویت کرده است.

سجاد اوجاقلو

درباره ی admin

همچنین ببینید

فرایند تحقق تمدن نوین اسلامی و شاخصه های آن

فرایند تحقق تمدن نوین اسلامی  انقلاب اسلامی نظام اسلامی  دولت اسلامی جامعه اسلامی تمدن اسلامی ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *