خانه / کلیات / آناتومی فرهنگ / برنامه ریزی فرهنگی چیست؟

برنامه ریزی فرهنگی چیست؟

برنامه ریزی

اگربرنامه ریزی را تصور وطراحی وضعیت مطلوب ویافتن وپیش بینی راه حل ها و وسایل نیل به اهداف آن در نظر بگیریم در حقیقت در برنامه ریزی انسان می خواهد تصرف ذهنی و فنی نموده ،تدابیری بیاندیشد ،تا از منابع موجود یا ممکن الوجود برای دستیابی به اهداف مطلوب خودش و هدف هایی که خودش از پیش تعریف کرده استفاده نماید(رضائیان ، ۱۳۷۹، ص ۱۷۹)  

پس می توان گفت :برنامه ریزی شامل تعیین هدف و وضع خط مشی، تبدیل هدف به صورت عملیات و سازوکارهای اجرایی و نیز پیش بینی چگونگی و کیفیت اجرای آنها می باشد. به عبارت دیگر برنامه ریزی فرآیندی است که طی آن در خصوص چگونگی رسیدن به هدف معینی در مدت زمانی مشخص و توسط نیروی انسانی موردنظر، پیش بینی و دورنگری لازم صورت پذیرفته است. ()

  • فرهنگ:

درمورد فرهنگ تعاریف متعددی ارائه گردیده است که برای روشنی بحث به تعدادی از آنها اشاره می گردد

از دیدگاه ادوارد تایلور فرهنگ را مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات،عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعه خویش فرامی‌گیرد تعریف می‌کند.

حجه الاسلام نیلی پور نیز درکتاب مدیریت ومهندسی فرهنگی ، فرهنگ را کلیات کاملی که شامل آگاهی ، باور ، آداب و رسوم و هنر ، اخلاقیات ، قانون و دیگر توانایی ها و عادات اکتسابی بشر به عنوان عضوی از اجتماع است می داند

  • تعریف فرهنگ از دیدگاه اسلام :

تعریف فرهنگ در نظام اسلامی از خصوصیت و ویژگی خاصی برخوردار است بر این اساس ، فرهنگ به نظام ارزشی یااعتقادی، بینشی یا نظری ، دانشی یا جهت گیری های پذیرفته شده اجتماعی ویا کاربردی متناسب با تکامل اسلامی جامعه تعریف می گردد.()

پس به طور کلی  فرهنگ از سه جزء :

نظام شناخت ها و باورها

،‌ نظام ارزش ها و گرایش ها و

 نظام رفتار ها و کردار هاتشکیل می شود (کاشفی ، ۱۳۸۴، ص ۲۷)

– برنامه ریزی فرهنگی:

اگر «برنامه ریزی» را مداخلات هدفمند، آگاهانه و سنجید ه انسانی در مسیر حوادث و فرایند ها بدانیم- اعم از این که نتیجه آن ممکن است موفقیت آمیز باشد یا نه – بر این اساس ، برنامه ریزی فرهنگی را نیز می توان کوشش آگانه ، سنجیده و سازمان یافته برای ایجاد تغییر در وضع موجود و دستیابی به اهداف مختلف فرهنگی دانست

البته تعریف ما از برنامه ریزی فرهنگی ، متاثر از تعریفی است که ماازمفهوم فرهنگ  ارائه می کنیم. اگر فرهنگ را در معنای کلی – که قبلا اشاره شد – به کار بریم ، برنامه ریزی فرهنگی عبارت خواهد بود از : «تلاشی آگاهانه برای تغییر نگرش ها ، اعتقادات ، آداب و رسوم ، ارزش ها و هنجارهای نسبتا پایدارو بادوام جامعه ، مطابق خواست و الگوی ذهنی برنامه ریز.»

یابه عبارت هر کوششی برای ایجاد تغییراتی آگاهانه مطابق با الگوی ذهنی پیشین در زمینه باورها ، عقاید ، ارزشها ، احساسات و رفتارها که با خصوصیت نسبتا پایدار از عقاید موردی متمایز می شود.» (تاجیک،۱۳۷۹:۱۱۵).

حال با توجه به اینکه در تعریف فرهنگ گفتیم که فرهنگ از سه جزء نظام شناخت ها و باورها ،‌ نظام ارزش ها و گرایش ها و نظام رفتار ها و کردار ها  تشکیل می شود و برنامه ریزی فرهنگی عبارت خواهد بود از تلاشی آگاهانه برای تغییر در زمینه نظام شناخت ها و باورها و نظام ارزش ها و گرایش ها و نظام رفتار ها و کردار های یک جامعه در جهت رسیدن به وضعیت مطلوبی که برنامه ریز آن را از پیش تعیین کرده است (کاشفی ، ۱۳۸۴، ص ۲۷).

اگر چه تعریف های زیادی از برنامه ریزی فرهنگی وجود دارد ، اما در عمل ، برنامه ریزی فرهنگی چیزی جز تعیین اهداف فرهنگی و شناسایی منابع و تخصیص بهینه آن منابع برای ارتقا و توسعه فرهنگی نیست. به عبارت  دیگر ، برنامه ریزی فرهنگی نوعی سامان بخشی به امور فرهنگی است و به قول دان لیوی ، هم علم است و هم هنر . علم است چون کاربرد روش علمی در سیاست گذاری را به نمایش می گذارد و هنر است چون به مهارت و توانایی فردی یا جمعی خاص برای تحقق آن نیاز است .

کارایی سیاست فرهنگی در گرو تبدیل آن به زبان برنامه است . اصول سیاست فرهنگی هنگامی در عمل تحقق می یابد که در قالب برنامه فرهنگی با اهداف میانی، کمی و خط مشی های اجرایی مورد توجه قرار گیرد .

شاید برنامه ریزی در بخش فرهنگ نتواند دست نیافتنی ها دست یافتنی کند ، اما قطعا فقدان آن ممکن است دست یافتنی ها را دست نیافتنی کند . برنامه ریزی فرهنگی ممکن است امکان به کارگیری دقیق تر مدیریت سازمانها و طراحی اقدام ها و فعالیت ها ی فرهنگی متناسب با اهداف و الویت ها را فراهم آورد .

اصولا برنامه ریزی بر اساس این فرض انجام میگیرد که ما با محدودیت امکانات ومنابع در ابعاد مالی ، انسانی و زمانی مواجه هستیم. هدف از ، برنامه ریزی فرهنگی در جامعه ایران ، ارتقای جامعه ایرانی به مقامی است که

افراد آن با شناخت تمدن و فرهنگ عظیم ایرانی – اسلامی و آگاهی از فرهنگ های دیگر ملل جهان در حفظ

، اعتلا و اشاعه فرهنگ خودی بکوشند و جامعه را در سیر به سوی توسعه فرهنگی ، در ارتباط با توسعه اقتصادی و اجتماعی یاری برسانند و در نهایت هر فرد ایرانی بتواند در سایه رسیدن به چنین توسعه ای، از زندگی مادی و معنوی بهتری برخوردار شود.(اسماعیلی،۱۳۸۲)

درباره ی admin

همچنین ببینید

مدیریت فرهنگی

مهندسی و مختصات فرهنگ

  فرهنگ به معنای خاص: سرمایه معنوی یک قوم است سرمایه معنوی در قالب آثار ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *