خانه / فرهنگ اسلامی / قرآن و عترت / برخی از جلوه های فرهنگ در قرآن

برخی از جلوه های فرهنگ در قرآن

فرهنگ عبارت است از همه‌ی نهادها، فنون، هنرها، رسوم و سنت ها ، ادبیات و اعتقادات متعلق به یک قوم که به اکتسابی و نیز در جریان آموزش‌های گوناگون از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابد.
واژه‌های فرهنگ در زبان عربی «الثقافه» است که در قرآن چنین واژه‌ای وجود ندارد، اما در پاره‌ای از آیات قرآن مفاهیمی نزدیک به واژه‌ی فرهنگ وجود دارد. مفاهیمی مانند: ملت، سنت، امت، دین و خلق که هرکدام بیانگر عنصری از عناصر متعدد فرهنگ هستند.

واژه‌ی «ملت» بیشتر ناظر به بعد اعتقادی یک فرهنگ است که ممکن است ترکیبی از عقاید صحیح و پسندیده یا خرافی و افکار غلط باشد.
خداوند متعال در آخرین آیه از سوره‌ی حج مسلمانان را به تبعیت از ملت ابراهیم فرا می‌خواند و می‌فرماید: « مله ابیکم ابراهیم» و یا در آیه‌ی ۱۲۰ سوره‌ی بقره متذکر می‌شود که «یهودیان و مسیحیان از تو راضی نمی‌شوند مگر از ملت آنان تبعیت کنی.»
مفسران «ملت» را در این آیات به معانی مذهب، نحله فکری، خواسته‌ها و راه و رسمی که در بین یک قوم معمول است تفسیر کرده‌اند.۱ تعبیر «ملت» در قرآن گاه به طریقه‌ و روش بت‌پرستان نیز اطلاق شده است. چنان‌که در آیه ۸۹ سوره‌ی اعراف می‌خوانیم که پیامبران خطاب به قوم خود می‌گفتند:« ما قطعاً بر خدای خود افترا بسته‌ایم چنانکه در ملت شما داخل گردیم.»
بنابراین می‌توان گفت آنچه مشرکان بدان پای‌بند بوده و حاضر به از دست‌دادن آن در مقابل پیامبران نبوده‌اند چیزی جز مجموعه‌ای از اعتقادات، آداب و رسوم و در یک کلام فرهنگ مبتنی بر شرک نبوده که از آنها با تعبیر «ملت» سخن به میان رفته‌است.
«سنت»، این واژه بیشتر نشان‌دهنده بعد عملی و رفتاری فرهنگ یک جامعه است.
اگرچه واژه‌ی «سنت» از نظر معنا کاملاً بر واژه‌ی فرهنگ انطباق ندارد اما واژه‌ی بیگانه و غریب نیز نمی‌تواند باشد، زیرا آداب و رسوم و سنن اجتماعی در هر جامعه بخش مهم و اصلی فرهنگ آن جامعه را تشکیل می‌دهند.
«امت» به گروهی از مردم گفته می‌شود که در اموری مانند: دین، زبان، مکان و … مشترک هستند و به دورهم جمع می‌شوند.
کلمه «امت» در قرآن نیز معانی متعددی دارد از جمله: جماعتی که نیت و قصد مشترکی دارند. در آیه‌ی ۳۲ سوره‌ی زخرف، واژه‌ی «امت» با تعبیر «آثار به جامانده از پدران» مترادف گرفته شده و منظور از آثار به جای مانده همان اعتقادات و رسومی است که مشرکان از پدران خود دریافت کرده‌اند. و این مطلب همان مفهوم فرهنگ را به ذهن می‌آورد، زیرا که فرهنگ را به هر معنایی درنظر بگیریم به شکل اکتسابی از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابد و آداب و رسوم و اعتقادات از بارزترین عناصری هستند که در هر فرهنگی قابل مشاهده می‌باشند.
مهم‌ترین معانی واژه «دین» عبارتند از: حساب، شأن، عادت، کیفیت، سیرت، اخلاق، شریعت، مسلک و … اما در مفهوم عام به معنای مذهب و روش اعتقادی است که یا ریشه‌ی الهی دارد و یا ریشه‌ی فردی و اجتماعی.
در آیه ۲۶ از سوره‌ی مؤمنون، فرعون در مقام تکذیب موسی علیه‌السلام به قوم خود می‌گوید:« انی اخاف ان یبدل دینکم او ان نظیر فی الارض الفساد» یعنی «من بیم آن دارم که موسی دین شما را از دست شما بگیرد و یا در زمین فساد ایجاد کند.»
منظور از «دین» در این آیه همان فرهنگ و راه و رسمی است که فرعون برقوم خود تحمیل کرده نه دینی که موسی علیه‌السلام فرعون را به آن دعوت و برای ترویج آن برانگیخته شده است.
و بالاخره واژه‌ی «خُلق» که به معنای عادت، طبع، مروت و دین می‌باشد. این کلمه در دو آیه آمده‌است: نخست آیه‌ی چهارم از سوره‌ی ن والقلم که در وصف رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرموده: «انک لعلی خلق عظیم» که «خلق» به معنای خلق و خوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم است.
و دیگر در آیه‌ی ۱۳۷ سوره‌ی شعرا: «ان هذا الا خلق الاولین» که مفسران واژه‌ی «خلق» را در این آیه به معنای راه و رسم بیان کرده‌اند.
به این ترتیب کلمه «خلق» ناظر بر اخلاقیات و رسومی است که بیشتر در فرهنگ یک جامعه متجلی می‌شود.
با آمدن اسلام فرهنگ غنی قرآن و معارف قرآنی در اختیار بشریت قرار گرفت و درواقع اسلام آمد تا فرهنگ زلال و سازنده‌ی قرآن را جایگزین فرهنگ جاهلیت و شرک‌آلود نماید.
روشن است که اگر در جامعه‌ای کتابی بیاید و بخواهد فرهنگ منحط را براندازد و فرهنگ توحیدی و عدالت محور را گسترش دهد تا چه اندازه دشمن پیدا می‌کند. دشمنانی که برای رسیدن به مقاصد خود و جلوگیری از هر گونه تأثیرگذاری و سازندگی از پیشرفته‌ترین ابزار در هر زمان استفاده کردند و سرانجام به این نتیجه رسیدند که باید عقاید، فرهنگ، اخلاق و ایمان را مورد تهاجم قرار دهند و به سراغ مبارزه‌ی فرهنگی رفتند.
نبرد با فرهنگ قرآن و واردکردن افکار بیگانه از زمان معاویه‌بن‌ابی‌سفیان آغاز شد و هم‌اکنون نیز ادامه دارد به طوری که دشمنان از هیچ‌گونه توطئه، تحریف و القای شبهه دست برنمی‌دارند.
نبرد فکری و فرهنگی با قرآن کریم تا حدود زیادی به صورتهای زیر عملی گشت:

– حذف نگاهبانان قرآن (ائمه اطهار علیهم‌السلام) و بازداشتن مردم از مراجعه به ایشان
– نفوذ بیگانگان در حکومت اسلامی
– جعل برخی احادیث برای ضایع‌کردن مجموعه بسیار غنی احادیث معتبر که شرح راستین تعالیم قرآن است.
– ترویج روایت و حذف روایت
– خلط و امتزاج در مباحث تفسیری
– ایجاد فرقه‌های گوناگون و ترویج آنها
– ایجاد جنگ‌های داخلی به منظور از میان برداشتن نیروهای وفادار به فرهنگ اصیل قرآنی
– چهره‌سازی و بزرگ‌کردن بعضی از شخصیت‌ها در نظر عموم مردم
و …
هم‌اکنون برای پاسخ به این سؤال که چگونه و به چه شکل اسلام مورد تهاجم فرهنگی قرار گرفته است به بررسی مهم‌ترین عوامل آسیب‌پذیری فرهنگی از دیدگاه قرآن می‌پردازیم و از راهنمائی‌ها و هشدارهای کلام‌الهی در این زمینه بهره می‌گیریم.
البته این نکته را نیز متذکر می‌شویم که در آسیب‌پذیری فرهنگی پیکاری به چشم نمی‌خورد، جامعه‌ی آسیب‌پذیر در مقابل خصم خود را باخته و پذیرای هجوم اوست. جامعه‌ای بیگانه‌پذیر که با بیگانه یگانه می‌شود و صفات آن را در خود متجلی می‌سازد. اما در تهاجم فرهنگی نبردی در عرصه‌ی فرهنگ، فکر و عقیده و ایمان است که در یک سو جامعه‌ی مهاجم و در سوی دیگر جامعه‌ی مدافع قرار دارد.
به بیان دیگر آسیب‌پذیری فرهنگی بستری مناسب برای تهاجم فرهنگی مهیا می‌کند.
پس شناخت عوامل متعدد آسیب‌پذیری یک جامعه و مبارزه با این عوامل می‌تواند این بستر را تخریب و امید دشمن را ناامید کند.
مهم‌ترین عوامل آسیب‌پذیری فرهنگی عبارتند از:
– تزلزل در مبانی اعتقادی جامعه :
قرآن کریم به مسائل اعتقادی بسیار ارج می‌گذارد و در همه‌ی آیات الهی به این مسئله تأکید شده است. ( از جمله ۵۹ تا ۷۳ و ۸۵ سوره اعراف )
آیه‌ی ۲۵۶ سوره بقره بیان می‌کند که انسان در صورتی می‌تواند خود را حفظ کند و راهش را بدون تزلزل در نیل به کمال ادامه دهد که به عروه‌الوثقی ، ریسمان محکم الهی چنگ بزند.
نقطه‌ی مقابل ایمان به خدا شرک و بی‌ایمانی است که در بسیاری از آیات کلام الهی مهم‌ترین آفت شرک را بی‌هویتی و مسخ انسان بیان می‌کند و می‌گوید که انسان مشرک هم‌چون موجودی معلق در فضاست که یا طعمه‌ی عقابی تیزچنگ می‌شد و یا تندباد حوادث او را به نقطه‌ای دور دست پرتاب می‌کند. ( سوره‌ی حج /۳۷ )
همچنین این تعبیر زیبا که بنای شرک مانند خانه‌ی عنکبوت سست و بی‌اساس است. در آیه‌ی ۴۱ سوره‌ی عنکبوت بی‌اصالتی مشرک و در نتیجه تزلزل روحی و اجتماعی انسان مشرک را بیان می‌کند.
و سرانجام جامعه‌ای که شرک در مبانی اعتقادی‌اش نفوذ کرده متزلزل و ناپایدار می‌شود و دیگر افراد آن در مقابل هجوم اندیشه‌های جدید قادر به مقاومت نیستند و با گذشت زمان از نظر فرهنگی، پیروی از فرهنگ های بیگانه را خواهند پذیرفت.

درباره ی admin

همچنین ببینید

صفات علی علیه السلام از منظر رهبری

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای :«در امیرالمؤمنین سه جور صفات هست: یکی آن صفات معنویِ الهی است ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *