خانه / شاخه ها / اقتصاد و فرهنگ / آسیب شناسی تولید،توزیع و مصرف آثار مکتوب با نگاه به اقتصاد فرهنگ

آسیب شناسی تولید،توزیع و مصرف آثار مکتوب با نگاه به اقتصاد فرهنگ

اقتصاد فرهنگ، مسأله تأمین کالاهای فرهنگی، توزیع آنها و دخالت یا عدم دخالت دولت در این میان، از امور مهم در آسیب شناسی فرآیند تولید ، توزیع و مصرف کالاهای فرهنگی در جوامع امروز و البته جامعه ایرانی است. جایگاه آثار مکتوب در فرهنگ یک جامعه، جایگاه والا و با ارزشی است، اگرچه امروزه ابزارهای دیگری نیز به عنوان ابزار تاثیر گذار در حوزه‌ی فرهنگ به وجود آمده است. با این حال، هیچ یک از این ابزارها، جایگاه کتاب و آثار مکتوب را نداشته و ندارد، زیرا جایگاه آثار مکتوب به لحاظ عمق تاثیر گذاری و نیز ماندگاری و استمرار آن، قابل قیاس با ابزارهای فرهنگی دیگر نیست.

هر جامعه‌ای که تحولی را شاهد بوده و پیشرفت و توسعه‌ای داشته است، قطعاً از رهگذر توجه و اهتمام جدی به مطالعه، پژوهش و کشف نظریه‌های نوین و نظریه پردازی و تولید اندیشه در راستای توسعه و پیشرفت بوده‌ است ؛ که در این میان، جایگاه آثار مکتوب برای دست ‌یابی به این هدف به خوبی قابل درک است. زیرا تاثیرگذارترین ابزار در تولید اندیشه، برای اصحاب علم و فرهنگ، آثار مکتوب است. اگر چنین جایگاه برجسته و تأثیرگذاری برای کتاب در عرصه تحولات اجتماعی قائل هستیم، پس باید به امر نشر هم توجه بیشتری داشته باشیم. از این رو، امروزه آسیب شناسی حوزه‌ی نشر، یکی از نکات مهم و کلیدی در حوزه‌ی اقتصاد فرهنگ به شمار می‌رود؛ زیرا توجه به آن می‌تواند در حل مشکلات و مسائل این حوزه به شیوه‌ی کاملاً علمی، تاثیرگذار باشد. یکی از مسائل اصلی در حوزه‌ی اقتصاد فرهنگ نیز بحث توزیع کالاهای فرهنگی است که پرداختن به آن می‌تواند بخشی از مشکلات را روشن سازد.

بر اساس این اصول است که می‌توان به تولید و توزیع کتاب به عنوان یک کالای فرهنگی پرداخت و حتی بازار مصرف آن را در مورد تحلیل و آسیب شناسی قرار داد.

اگرچه نهادهای متعددی تأسیس شده‌اند که امور مربوط به تولید کتاب را بر عهده گرفته‌اند، اما به موازات آن، در زمینه توزیع و عرضه این آثار، پیشرفت چشم‌گیری صورت نگرفته است و آثار این نهادها و سازمان‌ها در محدوده کوچکی حبس شده است. نگاه دقیق‌تر و کارشناسی‌تر به این موضوع نمایان‌گر این است که این معضل معلول چند علت است:

الف) فقدان نگاه تخصصی و دقیق ناشران و تولیدکنندگان به موضوع اقتصاد فرهنگ: به صورتی که یک اثر فرهنگی باید به عنوان یک کالای فرهنگی قلمداد شود و با این نگاه، چنانچه قرار باشد اثر فرهنگی به کالای فرهنگی تبدیل شود، مستلزم توجه جدی به رابطه‌ی عرضه و تقاضا است. در رابطه‌ی عرضه و تقاضا، جلب نظر متقاضی از اهمیت زیادی برخوردار است. از این‌رو، اولاً؛ کتاب از نظر محتوا باید کاملا ناظر به نیاز روز جامعه باشد. و ثانیاً؛ کتاب از نظر شکلی و صوری (جلد، قطع، نثر، ادبیات، رنگ و …) باید کاملا مطابق با ذوق و سلیقه‌ی روز جامعه باشد. متاسفانه برخی از ناشران و تولیدکنندگان به ویژه ناشران آثار حوزه‌ی دین به این موضوع توجه کمتری دارند.

ب- فقدان سیاست‌گذاری و اتخاذ راهبرد صحیح و منطقی در حوزه‌ی عرضه و توزیع: با نگاه دقیق‌تر به تحولات و پیشرفت‌های جوامع پیشرفته دنیا (به ویژه در حوزه‌ی نظام مدیریتی و امور اجتماعی) در می‌یابیم که امروزه راهبرد صحیح، منطقی و پایدار در جوامع مزبور، جلب مشارکت بخش خصوصی و مردم در نظام اجتماعی است. پرهیز از تصدی‌گری توسط دولت و نهادهای حکومتی در عرصه‌های مذکور، محصول تجربه چندین ساله جوامع پیشرفته است. از این‌رو، حمایت دولت از بخش خصوصی و جلب مشارکت مردم برای توسعه و گسترش ویترین عرضه کتاب در سراسر کشور به ویژه در مناطق محروم، یک راهبرد اساسی در جهت رفع مشکل و معضل عرضه و توزیع کتاب به حساب می‌آید. فقدان مکان‌های مناسب برای عرضه محصولات فرهنگی در سراسر کشور و در نتیجه عدم دسترسی سریع و فوری مخاطبان به کتاب و محصولات فرهنگی، مهم‌ترین اشکال در این عرصه است.

ایجاد نمایشگاه‌های استانی و شهرستانی که در حال حاضر راهبرد مسئولان ذی‌ربط در این حوزه به شمار می‌رود (صرف‌نظر از اشکال ماهوی به شیوه‌ی اجرایی این نمایشگاه‌ها) نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی‌کند، بکله سّم مهلکی برای سامانه توزیع و عرضه کتاب و محصولات فرهنگی در کشور به شمار می‌آید؛ زیرا اولاً، نیاز مردم به کتاب محدود به یک هفته و دو هفته در سال نیست و اصحاب علم و فرهنگ تمام ایام سال به محصولات فرهنگی نیاز دارند. ثانیاً، ایجاد نمایشگاه و وارد کردن شوک مقطعی در یک منطقه، موجب از دست رفتن رونق اقتصادی مراکز توزیع محلی برای عرضه‌ی مستمر محصولات فرهنگی خواهد شد و قطعاً تبعات سوء و زیان‌بار مادی و معنوی زیادی، در پی خواهد داشت.

ج) فقدان نهادهای تخصصی متولی برای انجام عملیات گسترده توزیع و عرضه‌ی محصولات فرهنگی در سراسر کشور: از آنجا کار توزیع و عرضه با کار تولید، دو حوزه‌ی کاملاً جدا از یکدیگر هستند، وجود نهادهای تخصصی توزیع ضرورتی اجتناب ناپذیر در مناسبات نوین بازار است. به بیان دیگر؛ اقتضای کار تولید با کار توزیع متفاوت است و آن دستگاه‌هایی که کار تولید را انجام می‌دهند، عمدتاً باید در حوزه‌ی فکر و اندیشه صاحب ابتکار عمل باشند؛ به صورتی که بتوانند در امور محتوایی مدیریت کنند و دستگاه‌هایی که به دنبال توزیع این تولیدات هستند، باید بتوانند در حوزه‌ی اقتصاد، مسائل مالی و بازار و اقتضائات آن صاحب ابتکار باشند، به صورتی که بتوانند مسائل اقتصادی را مدیریت کنند. این دو حوزه در یکدیگر قابل ادغام ‌نیستند.

درباره ی admin

همچنین ببینید

خانواده و مصرف کالاهای فرهنگی جدید

مقدمه دفتر مطالعات و تحقیقات زنان با پژوهش بر تاثیر مصرف کالاها ی فرهنگی جدید ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *